آلکالوز تنفسی در کوهنوردی چیست ؟

آلکالوز تنفسی در کوهنوردی چیست ؟

گاهی برخی از کوهنوردان سوال می کنند :
چرا در ورزش کوهنوردی هنگامی که به قله صعود می کنیم دچار علائمی از ارتفاع زدگی نیستیم ولی هنگام فرود و برگشت به ارتفاع پایین دچار علائمی از سردرد ، تهوع ، استفراغ ، سرگیجه و ... ( که از علائم شایع ارتفاع زدگی می باشد ) می شویم ؟


🔸 در جواب این کوهنوردان باید گفت :
یکی از مواردی که بسیاری از ما کوهنوردان خصوصا در ارتفاع بالا رعایت نمی کنیم سرعت فرودمان می باشد .
در هنگام صعود برحسب توانایی مان قله را صعود می کنیم ولی در هنگام فرود با حداکثر سرعت فرود می آییم.

🔹 باید یادآور شد که زمان فرود ما باید نصف و یا حداکثر یک سوم زمان صعود ما باشد و فرود سریع به واسطه بروز تنفس های سریع می تواند باعث دفع دی اکسید کربن بیش از حد ظرفیت بدن ما شود .
که باعث بروز علائمی نظیر :
سردرد ، تهوع ، استفراغ ، سرگیجه ، عدم تعادل ... می شود .

🔸 تمامی این علائم در بیماری ارتفاع زدگی هم وجود دارد که این اشتباه را می تواند در ذهن ما ایجاد کند که شاید این علائم ، علائم بیماری ارتفاع است با اینکه این علائم هیچ ارتباطی با ارتفاع و بیماری ارتفاع زدگی ندارد .

🔺 جالب اینکه این علائم در ارتفاعات زیر 2500 متر که اصولا بیماری ارتفاع زدگی معنایی پیدا نمی کند ممکن است بوجود آید .

🔹 اینکه چرا به آن آلکالوز تنفسی می گویند به این خاطر است که چون در اثر تنفس های سریع این حالت بوجود آمده و دیگر اینکه چون سطح دی اکسید کربن در خون ما افت کرده و دیگر نمی تواند با آب در خون ما ترکیب اسیدی ایجاد کند و اصطلاحا خون ما حالت قلیایی و آلکالوزه پیدا کرده به این نام خوانده می شود .

🔸 پس باید در هنگام فرود نیز مراقب سرعت خود باشیم تا دچار علائم آلکالوز تنفسی نشویم و اگر چنین حالتی برایمان بوجود آمد با کاهش سرعت فرود می توانیم علائم فوق را برطرف کنیم .

تدوین از دکتر حمید مساعدیان - عضو کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوهنوردی

🌺نقابهاي برفي چیست🌺

🌺نقابهاي برفي چیست🌺

نقاب هاي برفي در اثر وزش باد و تجمع برف روي يالها و قلل تشکيل مي شوند و دو نوع هستند :
نقابهاي مکنده و نقابهاي فشرده، بعلاوه، نقابهاي برفي بر حسب فصول سال و سطحي که بر روي آن تشکيل مي شود به نقابهاي زمستاني و دائمي تقسيم مي شوند....
نقابهاي مکنده :
اين نوع نقابها در اثر وزش باد بر روي شيبهاي رو به باد و حمل ذرات برف که روي شيب پشت به باد مي نشيند، تشکيل مي شود.
نقابهاي فشرده:
زمينه لازم براي تشيکل اين نوع نقابها وجود نقاب مکنده اي است که در جريان هوا استحکام يافته و در اثر وزش باد ذرات برف متراکم شده و نقاب فشرده را تشکيل مي دهد.
نقابهاي زمستاني :
اين نوع نقابها در فصل زمستان و اکثراً در ارتفاعات پايين مناطق مرکزي آلپ تشکيل مي شود. از آنجائيکه اين نوع نقابها موقتي است معمولاً در اثر وزش بر نقابهاي مکنده را بوجود مي آورد.
نقابهاي دائمي :
اين نوع نقابها در ارتفاع بالاي 3000 متري آلپ شکل مي گيرد. نوع تشکيل اين نقابها مشابه نقابهاي زمستاني است با اين تفاوت که در اثر گذشت زمان و تغيير دما استحکام آن بيشتر و از احتمال ريزش نقاب کاسته مي شود و به شکل دائم باقي مي ماند.
نقابهاي يالي :
اگر شب رو به باد يال زياد شد و شيب پشت به يال کمتر دو حالت به وجود مي آيد. حالت اول آن است که هيچگونه محلي براي تجمع برف و تشکيل نقاب وجود ندارد. در حالت دوم انرژي حاصل از وزش باد روي سطح شيب دار يال بوسيله حرکتهايي دوراني باد خنثي مي گردد در نتيجه وزش باد قادر به انتقال ذرات برف به سمت پشت به يال نبوده، آنها را روي يال باقي مي گذارد.
هنگاميکه وزش باد از سمت شيب کم صورت گير احتمال تشکيل نقاب برفي بيشتر است. اگر شيب رو به باد زياد باشد امکان تشکيل نقاب بر روي شيب پشت به باد وجود ندارد.
نقابهاي مسطح :
هرچه زاويه شيب کمتر باشد و مسطح، وزش باد راحت تر انجام شده امکان حمل ذرات برف و تشکيل نقاب بيشتر مي شود.
خطرات نقاب :
نقابهاي برفي براي کوهنوردان خيلي خطرناک است اگر روي آن راه بروند و يا از زير نقاب حرکت کنند ( احتمال ريزش نقاب برفي ) خطر نقاب هاي برفي دائم تنها در تابستان است که حتي بدون بودن کوهنورد در محل بسيار کم امکان ريزش آن وجود دارد ولي احتمال خطر ريزش نقابهاي زمستاني بدليل سست بودنشان و تحت تاثير باد و حرارت ( آب شدن ) زياد است.
هنگاميکه بر اثر حرارت از ارتفاع نقاب کم مي شود، تشخيص آن از شيب رو به باد کم شده امکان رفتن کوهنورد بر روي آن زياد است.
کونوردان بايد متوجه باشند که نقاب فقط از نوک آن ريزش نمي کند بلکه مقداري عقب تر از نوک نقاب واقع شده و تيره تر از ساير نقاط نقاب است ريزش نقاب برفي در زمستان يا پس از بارش برف تازه سقوط بهمن را موجب مي گردد.
افرادي که از کشته شدن کوهنوردان معروفي همچون هرمن بهل- فرتيس کاسپارک و غير به علت سقوط نقاب مطلعند خطرات لاينفک آن را دست کم نگرفته و آنرا رعايت مي کنند.
بستن افراد گروه به وسيله طناب با فواصل معين از يکديگر داراي اهميت فراواني است به نحوي که در هر بار تنها يک نفر روي قسمت نقابي يال قرار بگيرد. تحت هيچ شرايطي نبايد روي بام نقاب رفت. بايد با فاصله قابل ملاحظه اي از محل احتمالي شکسته شدن نقاب حرکت کرد حتي اگر موجب پياده روي بيشتر شود.
چگونگي عبور از نقاب :
اغلب اتفاق مي افتد که براي پايين آمدن يا بالا رفتن از محلي بايد از نقاب عبور کرد يا آنکه براي پايين آمدن لازم است نقاب از بالا درهم کوبيده شود. از بالا- بعد از بررسي دقيق بالاي نقاب از طرفين، بايد شکافي در باريکترين قسمت نقاب ايجاد کرد. نفر اول از ميان شکاف عبور کرده و در محلي که از پايين و طرفين مطمئن باشد قرار مي گيرد و نفرات بعد به همين ترتيب از همان محل عبور مي کنند.
از پايين- محلي را که برآمدگي نقاب حداقل ضخامت را دارد انتخاب مي شود. در موقع کندن سوراخ کمي فاصله گرفت. از آنجا که تشخيص مرکز ثقل نقاب از پايين به سادگي ممکن نيست حفر تونل از ميان نقاب و عبور از آن ممکن است باعث درهم ريختن پايه نقاب و ريزش آن شود.
چگونگي حرکت در صورت ريزش نقاب
هرگاه شکستن نقاب باعث افتادن سرگروه شود و نفر بعدي جاي پاي محکمي نداشته باشد بايد نفر دوم بطرف مخالف بپرد و به اين ترتيب جان خود و جلودار را نجات دهد.

ورزش کوهنوردی

کوهنوردی را می گویم
ورزشی به دور از چشم مردم،
تماشاگر و تشویق،
به دور از خودنمایی و رفاقت
به جای رقابت چون در پایان یک برنامه کوهنوردی،
دست یکی را بالا
و دیگری را پایین نمی برند،
در این ورزش کسی پای دیگری را نمی گیرد و تنه نمی زند،
اینجا بدون حضور داور و دوربین هیچکس خطا نمی کند و همه
به یکدیگر خسته نباشید می گویند.

ورزشی که باید کوهنورد این همه راه بره ، بار به دوش بکشه،
با دستان کرخ شده و تن سرما زده ساعتها درون چادر یا جان پناه بلرزه،
خسته و عرق کنان و چفیه به دور سر و کوله سنگین به پشت از یک شیب تند در گرمای شدید بالا بره و در این شرایط چه لذتی داره
بی خوابی و کوفتگی رو تحمل کنه،
سر انجام خسته و کوفته و گرسنه خودش رو به بالای کوه برسونه و به پایین برگرده؟!
برای کسی که هیچ گاه لذت رسیدن به قله را نچشیده ، درک این ورزش سخته .

کوهنوردی یک روش زندگیه،
روشی که در اون یک سیب بین همه اعضای گروه تقسیم می شه،
روشی که در اون قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه میره،
راهی که رقابت نداره،
به رهروانش حقوق نمیدن و ایشان را نیاز به کف و سوت مشوقان در قله نیست.
ناجی بی منت یکدیگرند،
گروه می سازند تا دل جوانان را به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشن،
مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد قانونشان عشق است
و قانون گزارشان معشوق،
عشق به کوه نوردی عشق به زندگیست،
و زندگی تجلی عشق است
و مرگ آنجاست که عشق نیست
و کوهها فقط وسیله اند برای نهایت انسانیت،
هدف رسیدن به اوج قله ها نیست،
بلکه ارتقای انسانیت است..*