ضرورت آموزش مقدماتی
برای جلوگیری از اتفاقات ناگواری که متاسفانه این روزها در کوهها به علت نگذراندن دوره های مقدماتی، و جهشی مدارج را طی کردن، گریبان جامعه کوهنوردی ما شده است:

روش شروع در هر امری از اهمیت خاص و بسزایی برخوردار می باشد. هر عمل صالح، مقدمه و تعالی دارد که به سرانجام مطلوب نمی رسد، مگر از مقدمه، با شناخت، سنجیده و متین شروع شده، تا به نتیجه نهایی برسد. پرداختن به ورزش کوهنوردی نیز به صورت یک نظم آموزش، از این قاعده اساسی، مستثنی نیست. مربی باید طی مقدماتی، شاگرد را به اموری به ظاهر پیش پا افتاده وا دارد تا خمیر پذیرنده شاگرد، نرم و آماده شکل پذیری گردد و نیروهای بالقوه متناسب با موضوع آموزش به حد فعالیت برسد. آنگاه به آموزش ابتدایی و متوسطه و عالی بپردازد. به این بخش ها پیش از رسیدن به وقتش پرداخته نمی شود و هرگز شاگرد را از میانه راه به آموزش نمی گیرند، مگر به شرط از ابتدا آغاز کردن.«چرا که یک آموزش زمانی مفید است و ثمر می دهد که از ابتدا، همراه و هماهنگ با یک چهارچوب آموزشی و تحت یک نظم و زمینه خاص و شکل گیر باشد.»
این شیوه آموزشی را در بعد ورزشی، در جوامع ورزشی پیشرفته هم مشاهده می کنیم که کارآموز را از سنین شکل گیری، تحت نظر و تربیت گرفته و به فعال کردن نیروهای بالقوه فکری و جسمی به وسیله یک مجموعه فعالیت های خاص هر ورزش پرداخته می شود . نیز آشنایی کارآموز با محیط و اجزای ورزش مزبور، ارتباط آن ها با یکدیگر، طرز هماهنگی او با آنها و هم چنین آشنایی با سیستم انرژی لازم، چگونگی حفظ و آزاد کردن آن، ایجاد انعطاف پذیری در سطح بالا و رفع موانعی که در بدن موجود است، ضروری است. آموزش روش تنفس مورد نیاز و رفع خستگی توسط تنفس صحیح چه در حال تحرک و چه سکون و نیز تقویت قوه تدبیر و تصمیم گیری کار آموز و آشنایی با تکنیک های ابتدایی و پایه از اجزای این آماده سازی مقدماتی می باشد. بعد از آن می پردازند به آموزش تکنیک های متوسط و عالی، هر یک در زمان مشخص و تکرار آن ها، تا در فکر و اعضاء کار آموز جای گیرد و ملکه ذهن او گردد.
ریختن شیئی در ظرفی قبل از ایجاد ظرفیت لازم، باعث به هدر رفتن شیء و ظرف می گردد. در آموزش مقدماتی می توانیم آن ظرفیت لازم و متناسب را در فرد ایجاد کنیم و بعد او را به محدوده آموزش فنی وارد کنیم و نیز با قرار دادن تجارب در اختیار کارآموز، باعث شویم که او آزموده را دوباره نیازمایدو بالطبع فرصت پیدا کند که تجارب جدید و فنون تازه تری را بیابد.خلاصه اینکه بدانیم که بیشترین نیرو در شتاب دادن و به حرکت درآوردن صحیح یک ساکن، مصرف می شود. اما همینکه شتاب لازم خود را به دست آورد برای پیشرفت و ادامه حرکت به نیروی کمتری نیاز است.
دکتر شریعتی : لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل ازآنکه خوشبختی همان لحظه هایی بود که گذشت.